Notice: Undefined index: HTTP_ACCEPT_LANGUAGE in /home/shabaken/domains/shabakenews.com/public_html/libraries/Helper.php on line 366
طلاهای پیرزن بلای جانش شد! - شبکه نیوز
آدینه، 30 شهریور 97 ساعت 08:13 ق.ظ / Fri, 2018 September 21

- اجتماعی - طلاهای پیرزن بلای جانش شد!

اخبار امروز
استان‌ها
تبلیغات

طلاهای پیرزن بلای جانش شد!

تاریخ 08 شهریور 1391 ساعت 20:33:41
کد خبر: 015952
برق النگوهای پیرزن چنان چشم‌های جوان شیشه‌ای را کور کرده بود که برای به‌دست آوردن طلاها نقشه خونینی طرح کرد.

 

به گزارش شبکه نیوز از همشهری چهارشنبه گذشته مأموران پلیس آگاهی اصفهان در جریان جنایت خونینی در یکی از محله‌های مرکزی شهر قرار گرفتند و راهی آنجا شدند. قربانی زن سالخورده‌ای بود که بر اثر اصابت ضربات چاقو به قتل رسیده و طبق گفته فرزندانش 18حلقه النگویی که او همیشه در دست داشت به سرقت رفته بود. مأموران که حدس می‌زدند این جنایت خونین با انگیزه سرقت النگوها رخ داده، تحقیقات برای کشف راز قتل پیرزن را آغاز کردند و متوجه شدند در همسایگی مقتول پیرزنی همراه نوه‌اش به اسم فرید زندگی می‌کند. تحقیقات نشان می‌داد که فرید به شیشه اعتیاد دارد و پیش از این نیز به اتهام اخاذی و زورگیری از ساکنان محل دستگیر و راهی زندان شده است.

مأموران که به فرید مظنون شده بودند برای بازجویی از او راهی خانه مادربزرگش شدند اما بررسی‌ها نشان می‌داد که جوان معتاد همزمان با قتل پیرزن همسایه، خانه مادربزرگش را ترک کرده و با گفتن این جمله که چندروزی به مشهد می‌رود از او خداحافظی کرده است. این اطلاعات ظن پلیس را به فرید بیشتر کرد و به این ترتیب دستور بازداشت او صادر شد و 48ساعت بعد زمانی که به خانه مادربزرگش برگشت، دستگیر شد. گرچه فرید در بازجویی منکر جنایت بود اما مأموران اثر انگشت او را با آثار انگشت به‌دست آمده در صحنه جنایت مطابقت دادند و متوجه شدند که هر دو اثر انگشت متعلق به یک نفر است. فرید که چاره‌ای جز بیان حقیقت نداشت در ادامه بازجویی‌ها به جنایت اعتراف کرد و گفت: مدت‌ها‌ بود که به شیشه اعتیاد پیداکرده بودم. هزینه خرید شیشه بالا بود و من همیشه برای تهیه پول با مشکل روبه‌رو بودم.

روز حادثه، مقدار زیادی شیشه مصرف کرده بودم و زمانی که در کوچه بودم، پیرزن همسایه را دیدم که از بازار به خانه برگشته بود. او همسایه دیوار به دیوار مادربزرگم بود‌. وقتی پیرزن در را باز کرد، چشمم به النگوهای زیادی افتاد که او در دست داشت. توهم شیشه از یک طرف و برق طلاهای پیرزن از طرف دیگر باعث شد که یک لحظه کنترلم را از دست داده و پشت سر او وارد خانه‌اش شوم. مقتول که از دیدن من شوکه شده بود، خواست سروصدا کند اما او را به داخل خانه‌اش هل دادم و با چاقویی که در اختیار داشتم چند ضربه به او زدم، سپس 18حلقه النگویش را دزدیدم و آنها را به قیمت 200هزار تومان در بازار فروختم.سرهنگ حسین زاده، رئیس پلیس آگاهی استان اصفهان با بیان این خبر گفت: متهم این پرونده بعد از اعتراف به جنایت راهی بازداشتگاه شد .

Bookmark and Share
نظر شما
پاسخ به:

Your Name Description

Your Email Description

Your Website Description

Your Comment Description

 

Parent Comment Description

وارد نمودن نامو ایمیل اختیاری می‌باشد.